تله های پنهان د رخانواده واصلاح سبک های رفتاری(4)

7- تله شما ره 7 «جر و بحث»:

والدين دوست دارند بچه‌ها را از طريق نصيحت و راهنمايي و ارائه دلايل منطقي و شرح مفصل خوبي‌هاي يك كار يا رفتار به راه درست هدايت كنند.ظاهراً اين هدف،يك هدف بسيار ارزشمند است، ولي مي‌تواند زمينه‌ساز يك تله باشد!

چرا؟چون نوجوانان از نصايح تكراري والدين خوششان نمي‌آيد و اگر ادامه يابد، به جر و بحث تبديل مي‌شود.

و جر و بحث مي‌شود يك بازي لذت بخش و نا آگاهانه كه همه را ناراحت مي‌كند و هيچ نتيجه ي مثبتي به بار نمي‌آورد.با اين حال ادامه مي‌يابد، چون والدين به مسئوليت هدايت و تربيت  بچه‌ها عمل نكرده اند و نوجوان‌ها از ابراز وجود و مخالفت و ... لذت مي‌برند.

هم والدين هدف درستي دارند هم نوجوانان تمايلشان به استقلال و ابراز وجود طبيعي است، ولي در اين بين، روش‌هاي نادرست و بي‌احتياطي باعث مي‌شود كه همه در اين تله گرفتار شوند.از نشانه‌هاي اين تله، مثل تله‌هاي ديگر اين است كه نتيجه‌اي بدست نمي‌آيد و والدين به هدف خود نمي‌رسند، ولي چرا باز هم ادامه مي‌دهند را خودتان حالا مي‌توانيد حدس بزنيد و كشف كنيد و به خودتان جايزه بدهيد!

نكته‌ي مهم:

كساني مي‌توانند خود را از اين تله و تله‌هاي ديگر نجات بدهند كه لذت‌هاي پنهان در اين ‌بازي‌ها را درك كنند و به زيان‌ها،خطرات آن هم توجه داشته باشند و مهم‌تر اين‌كه، روش‌هاي جانشين و كارآمد براي رسيدن به اهداف درسي خود را هم داشته باشند.

نشانه «بازي» بودن اين جر و بحث ميان والدين‌ «به ويژه پدر و پسر،دختر و مادر» اين است كه پس از كلي حرف زدن و استدلال، اين نوجوان يا خوب گوش نمي‌كند و يا اگر گوش هم بكند باز كار خودش را ادامه مي‌دهد و جالب‌تر اين‌كه هيچ‌وقت قانع نمي‌شود!!

(اگر قانع شد و رفتارش عوض شد، البته اين ديگر يك «تله» به حساب نمي‌آيد.)

8- تله شماره 8: «منفي بافي و نارضايتي دائمي»:

مي‌گويند نوجوان يعني ناراحتي!چون در حال رشد است و نمي‌خواهد به گذشته برگردد و نمي‌خواهد در همين وضع فعلي بماند، پس طبيعي است كه اگر به آرزوهاي بلند بالايش نرسيده است و از وضع فعلي (هر چند به نظر والدين مطلوب باشد، كه هست) ناراضي باشد و ايراد بگيرد و...

پس مي‌توان گفت كه نوجوانان به محض ديدن والدين شروع مي‌كنند به شكايت و ايراد گرفتن و ابراز نارضايتي (بعضي از نوجوانان از بس گفته‌اند، و كسي نشنيده ديگر حرف نمي‌زنند كه «بازي» ديگري ست).

والدين هم كه طاقت نارضايتي و ناراحتي فرزند دلبندشان را ندارند، چون معتقدند:

1-مسئول راحتي و رضايت فرزند آن‌ها هستند و نمي‌دانند كه «نوجوان راضي» تقريباً وجود خارجي ندارد!

2-معتقدند كه پس ما خوب عمل نكرديم و نوجوانمان را خوب توجيه نكرديم. بنابراين شروع مي‌كنند به توجيه كردن و آرام كردن او با اين جملات:

-ببين اين طور نيست،اين قدر شكايت نكن،منفي بافي براي ذهنت ضرر دارد.

-به مثبت‌ها توجه كن.

-بي خود سر اين امور كوچك، اعصاب خود را ناراحت نكن!

-به جاي اين حرف‌ها، دقت بيشتري به كارهايت داشته باش.

-حتي خودت كارت را درست انجام ندادي يا حرفي زدي كه اين طور باشد.

-خدا بزرگه،توكل كن،حتماً درست مي‌شود.

-من از دست تو چه كار كنم؟ خسته شدم. هر كاري براي تو مي‌كنيم، باز تو ناراضي هستي!

- ....

مي‌بينيد كه چه «بازي» عجيبي است اين «بازي» و چه استعدادي براي تبديل شدن به «تله» دارد.

نكته بسيار مهم:

نوجوان نمي‌تواند راضي باشد.نوجوان راضي يعني تسليم شده و از حركت ايستاده و از جمع دوستان رانده شده و به كم قناعت كرده و دنياي‌هاي جالب و ناشناخته و جذاب را رها كرده و ....

و اين كه هورمون‌هاي موجود در بدن نوجوان اجازه آرام بودن و راضي بودن به او نمي‌دهند و هم چنين رشد تفكر اجتماعي به او فرمان مي‌دهد كه شكايت كند، تا بگويد كه چه آرزوهاي بزرگي دارد كه به آن نرسيده و گمان نمي‌كند بتواند به آن‌ها برسد.

اگر كاملاً نااميد نشود ديگر غرغر نمي‌كند، بلكه افسرده مي‌شود و از هر حركتي باز مي‌ماند.

والدين مي‌توانند در ديدگاه‌هاي خود تجديد نظر كنند.

اجازه بدهيد نوجوان غر بزند، منفي بافي كند،شكايت كند،حتي در اين موارد اغراق كند، نااميدي خود را ابراز كند و ...

و شنونده‌ي خوبي باشيد. فقط گوش بدهيد و لطفاً بهم نريزيد. او (نوجوان ناراضي) فقط مي‌خواهد خودش را خالي كند و به گوش آرام و شنونده و صميمي‌نياز دارد.

بشنويد (در آرامش) و با او همدلي كنيد. يعني نگوييد چيزي نيست،مهم نيست، درست مي‌شود... بگوييد: تو حق داري،خيلي سخت است كه آدم اين چيزها را بخواهد، ولي نباشد. تو مي‌گويي كه.... و.... و.... واقعاً حق داري. تحمل اين چيزها خيلي سخت است. (لطفاً به پيام مشاوره با عنوان «شنيدن فعال» مراجعه كنيد) همدلي كردن بدون راهنمايي،بدون نصيحت، بدون دلسوزي‌هايي رايج و تاييد احساس و نظر او، به او آرامش مي‌بخشد و گفتن اين جمله در پايان بازتاب تمامي‌جمله‌ها و حرف‌هاي او كه من مطمئن هستم كه تو بهترين راه حل‌ها را پيدا مي‌كني و من هم اگر بخواهي كمك مي‌كنم. ممنونم كه حرف‌هاي خودت را به من زدي و تمام.

والدين مي‌توانند با طبيعي دانستن اين نارضايتي‌ها و شنيدن درست و بازتاب مناسب از تبديل اين «بازي» به «تله» جلوگيري كنند البته مي‌دانيم كه پروژه اي بسيار ظريف و حساس است و به مهارت بسيار زياد نياز دارد.

9- تله شماره 9 «آويزان شدن به مادر»:

در خانواده‌هاي امروزي پدرها  اغلب در بيرون از منزل و بسيار پرمشغله هستند و تقريباً تمام جنبه‌هاي تربيت فرزند را به مادر واگذار كرده‌اند و خودشان نقش حاشيه‌اي و نظارت كننده را دارند. گزارشي از مادر مي‌گيرند و گاهي وارد عمل مي‌شوند. اين «تله» هر چند مربوط به همه‌ي پسرها و دخترهايي است كه در چنين خانواده اي بزرگ شده‌اند، ولي پسرها بيشتر بازيگر اين «بازي» هستند. چون تمايل پسرها به مادر در كودكي و اوايل نوجواني بسيار زياد است و به سرعت وابسته مي‌شوند و مادرها هم از اين وابستگي، به شدت لذت دروني مي‌برند و احساس موفقيت فوق العاده اي پيدا مي‌كنند. چون پسر كوچولوي مامان تا مثلاً 13 سالگي، اين تمايل دروني را دارد كه مطابق دستورات مامان مهربان و فداكارش عمل كند و هماني بشود كه مامان مي‌خواهد و ظاهراً اوضاع بر وفق مراد است و پدر هم از اين كه چنين همسر مدير و مدبري دارد بسيار خوشحال است و كمتر دخالت مي‌كند و كارها را كاملاً واگذار مي‌كند.

پس آن «بازي» و «تله» از كجا مي‌آيد:

ماجرا از اين قرار است كه نوجوان پسر در دوران نوجواني، به ويژه آغاز بلوغ اجتماعي (15 سالگي به بعد)، ديگر تمايلي به همانند سازي با مادر ندارد، بلكه مي‌خواهد از مادر مستقل شود و نياز به الگوي مردانه دارد. پس هم نياز به استقلال از مادر دارد و هم مهارت آن را ندارد و اين آغاز اين "بازي" و "تله" است كه مادران فداكار از كودكي زمينه‌ي آن را فراهم مي‌كنند.

نشانه‌هاي نوجوان گرفتار در اين «تله»:

-غرغر مي‌كند و ناراضي است، ولي دست به كاري نمي‌زند.

-در رقابت‌ها عقب مي‌ماند و تمايل دارد كه فرار كند.

-همه كارهاي شخصي اش را مادرش انجام مي‌دهد و بدون مادر انگيزه اش تمام مي‌شود.

-با پدر، رابطه‌ي راحت و صميمي‌ندارد و از طريق مادر با پدر ارتباط  مي‌گيرد.

-مادر هر چه تلاش مي‌كند رابطه پسر و پدر را درست كند، موفق نمي‌شود، چون پسر نمي‌تواند سبك تربيت پدرانه را تحمل كند، چون به تربيت مادرانه (آن هم از نو سوپري آن) معتاد شده است و از سويي پدرهم نمي‌تواند با اين پسر ارتباط برقرار كند، چون اساساً زبان او را نمي‌داند و نمي‌تواند مثل مادر اين نوجوان با او رفتار كند.

-اين نوع پسرها اغلب مهربان،عاطفي،دلسوز،زودرنج، و در برابر استرس، بسيار آسيب پذيرند.

-اين پسرها (گاهي دخترها)، دلشان مي‌خواهد با كار كم به موفقيت‌هاي بسيار بزرگ برسند. يعني آرزوهاي بسيار بلند و پشتكار خيلي كم! مادرها اغلب حرص مي‌خورند كه چرا اين پسر(گاهي دختر)، نمي‌تواند از پس كارهاي خود برآيد و از خودش دفاع كند و مشكلاتش را حل كند و چرا از پدرش كمك نمي‌گيرد.پدر به همسرش مي‌گويد:شما او را لوس بار آوريد و .... مادر مي‌گويد:شما نمي‌توانيد با پسرتان ارتباط برقرار كنيد و .... و اين يك «تله» واقعي است و بسيار رايج.

پدر و مادر در اين مورد حتماً بايد براي بررسي دقيق اين ماجرا و روش‌هاي كاربردي رهايي از اين تله به مشاوره تخصصي مراجعه كنند تا ديگر، مادر رابط ميان پسر و پدر نباشد و به استقلال و خودكفايي فرزندشان كمك كنند.

10- تله شماره 10 «چسبيدن به كامپيوتر و تلويزيون»:

واقعاً انصاف نيست كه والدين (بازهم مادر) اين همه زحمت بكشند براي فرزند و آن وقت او به جاي درس خواندن و استفاده درست از وقت و جلب اعتماد والدين،مدام جلوي چشم مادر و (گاهي پدر) بچسبد به كامپيوتر و تلويزيون و ساعت‌ها وقت كمياب خودش را (به قول والدين) تلف كند و حرص بدهد و بعد هم بگويد: خودم مي‌دانم چكار كنم؟ اين هم مي‌شود، حرص مضاعف!

والدين (به كمك پدر) تصميم مي‌گيرند كه تلويزيون را قطع كنند. كامپيوتر را بگيرند و يا بصورت پنهاني آن‌ها را از كار بيندازند!!

و بعد خودشان دلشان مي‌سوزد و دوباره با شرط و شروط آن‌ها را تحويل مي‌دهند ولي باز «همان آش و همان كاسه»!

نكته‌ي مهم: هر چه مخالفت والدين بيشتر شود، علاقه او به كامپيوتر و تلويزيون بيشتر شده و بيشتر به آن مي‌چسبد».

واقعاً چرا؟ چرا نصايح دلسوزانه و درست والدين به گوش نوجوان نمي‌رود؟ و اگر هم مي‌رود، به آن عمل نمي‌كند؟

براي پاسخ به اين سوال لازم است به اين سوال پاسخ بدهيم كه چرا نوجوان به تلويزيون و كامپيوتر چسبندگي پيدا مي‌كند؟ نياز دروني او چيست؟ جواب اين است :غير از اين كه نوجوان نياز به كنجكاوي و فهم دنياي جديد و ....و كسب اطلاعات دارد،علت چسبيدن به كامپيوتر امر ديگري است. نوجوانان ذهني پر از مشغله دارند، هزاران هزار فكر، ايده، آرزو درگيري، خيالات و .... كه تمركز او را از بين مي‌برند و او را ناآرام مي‌كنند و اگر مشكلات عاطفي در خانواده وجود داشته باشد (كه در جامعه ما بعيد نيست كه باشد)، آن‌وقت براي آرام كردن ذهن و دل ناآرام و بي‌قرار خود، نياز به يك آرام‌بخش بسيار قوي و موثر دارد و چه مسكني بهتر از تلويزيون و كامپيوتر!

«رسانه‌هاي تصويري، مثل ماده مخدر عمل مي‌كنند و فكر را تقريباً از كار مي‌اندازند و كنترل ذهن ما را در اختيار مي‌گيرند و از اين جهت بسيار مي‌توانند (موقتاً البته) آرام‌بخش باشند، علي‌رغم زيان‌هايي كه دارند.»

اگر اين تحليل را بپذيريم، والدين مي‌توانند به جاي حذف كامپيوتر و تلويزيون و وارد شدن به اين تله به فكر راهكار جديدي براي كاهش ناآرامي‌هاي دروني ذهن فرزند نوجوانشان باشند و همين‌طور با روش‌هاي جديد «مهارت خود تنظيمي» را به فرزندشان هديه بدهند. كه البته كاري است بسيار دشوار، چرا كه هماهنگي ميان درس و تفريح و مديريت زمان، با دخالت و حمايت والدين از ميان مي‌رود(‌چون از كودكي مادر و پدر در همه كارهاي فرزندشان وارد شده‌اند!).

اين‌ها (اين 10 تله) مواردي است كه من در دوران طولاني مشاوره با والدين و نوجوان به آن‌ها رسيده‌ام و دانش‌آموزان و والدين در گفتگوهاي صميمانه خود با من مرا در كشف و بررسي دقيق اين موارد ياري رساندند و از همه‌ي آن‌ها بسيار سپاسگزارم كه بهترين معلم من بوده و هستند.

اما مي‌پرسيد: خوب شما با طرح اين مسايل درد ما را تازه كرديد، راهكار هم بدهيد ؟ حالا چه كار كنيم؟

ما هم راستش از اين «بازي»ها خسته شده‌ايم و دنبال رهايي از آن‌هاييم ولي نمي‌دانيم بايد چه كار بكنيم كه نوجوان ما بتواند به موفقيت‌هاي دلخواه خود برسد و ما را از نگراني بيرون بياورد.

جواب: كاملاً حق باشماست. براي يافتن راهكارهاي جديد رهايي از اين «تله» مي‌توانيد به مباحث مطرح شده در جلسات «نوجوان امروز» در سايت مجتمع علامه طباطبايي، بخش مشاوره‌ي روان‌شناسي مراجعه كنيد و همچنين از جزوه‌هايي كه با عنوان پيام مشاوره ويژه‌ي والدين، در همين جلسات ارايه شده است، استفاده كنيد و يا براي بررسي دقيق تر زماني را براي مشاوره‌ي حضوري، با هماهنگي روابط عمومي واحد آبشناسان يك در نظر بگيريد و يا منتظر شماره بعدي و ادامه اين مقاله باشيد. معرفي «تله»هاي ديگر مثل خريد، نيامدن به ميهماني‌ها، درس نخواندن، تيك‌هاي عصبي، تنها نخوابيدن، پنهان‌كاري، بيرون رفتن بدون اطلاع،... در مقالاتي ديگر به اميد حق و لطف و عنايت شما.

شما اینجا هستید: خانه آموزش آموزش گروه هدف تله های پنهان د رخانواده واصلاح سبک های رفتاری(4)